تبلیغات
قصه از کجا شروع شد... - نقد رمان شرطبندى
 
قصه از کجا شروع شد...
دوشنبه 30 فروردین 1395 :: نویسنده : arameeshgh20 pooy &

نظرات و نقدای خودتون رو درباره ی پستای شرط بندی میتونید در اینجا بگید




نوع مطلب : نقد رمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 22 مرداد 1397 02:08 ق.ظ
وااااای اولا ممنون به خاطر زحماتتون و دوما اینکه این پست یکی از بهترین و به یاد موندنی ترین پستای شرط بود ...اینکه اهورا بالاخره خودشم میشه گفت برای اولین بار به عشقش نسبت به پیوند پیش خودش اعتراف کرد قشنگ بود...
یکشنبه 21 مرداد 1397 03:36 ق.ظ
یه نقد دارم از شخصیت پیوند؛ چرا یک زن اینقدر باید ضعیف باشه؟! کاری به شخصیت پردازی و عاشق بودنش ندارم، کلا پیوند خیلی ضعیف به تصویر کشیده شده جوری که اصلا نمیتونه از خودش دفاع کنه و مردسالاری اهورا کاملا هویداست
توهینای اهورا که از سر علاقه ی زیادیه به کنار
ولی دیالوگ [برگردیم خونه با کمربند سیاه و کبودت میکنم] حتی اگه شوخی باشه یا از سر غیرت در اشتباه بودنش شکی نیست
نمیگم شخصیت رو عوض کنید
فقط لطفا اینقدر زنها رو ضعیف نشون ندین
خیلی از رمانهای مجازی همین مشکل رو دارن
توی کمتر رمانی دیدم یه زن قدرتمنده
مثلا مادر اهورا خیلی شخصیت قویی داره
حالا لازم نیست پیوند اونجوری باشه
ولی حداقل از حقش دفاع کنه
منطقی نیست که به پای عشق اینقدر با اخلاق های مردسالارانه اهورا بسوزه و بسازه
و جالبه که قبلا اهورا توی جلسه ی ماساژ به پیوند گفته بود فمینیسته، خب پس کجاست؟!
ضعف پیوند با عشق و علاقه توجیح نمیشه
دیالوگایی که اهورا در برابر پیوند به کار میبره و سکوت پیوند به خاطر علاقش و جلوگیری از جدا شدن از تنها شخص زندگیش بی معنیه
لطفا یکم قدرت بدین بهش
جمعه 19 مرداد 1397 06:47 ب.ظ
من خیلی دلم میخواست بدونم الان اهورا از یادآوری کارایی که توگذشته کرده مثل همون خفت گیری چه حالی داره همیشه یا اهورا اشاره خیلی کوچیکی میکرد یا از حرف زدن راجبش فرار میکرد ولی این پست مفصل بهش پرداخت
اینم که گفت اگه کسی غیر از پیوند بود این همه براش نقشه نمیکشید جالب بود
جمعه 19 مرداد 1397 03:23 ب.ظ
دوست عزیز، تجربه ثابت کرده اهورا نمیذاره پیوند قهر کنه ... پیوند هم قهروک نیس.
جمعه 19 مرداد 1397 12:27 ب.ظ
خدایی الآن یه قهر حسابی می چسبه!پیوند قهر کنه و اهورا به غلط کردن بیفته درکل پست خیلی خوبه خوبی بود ممنون
جمعه 19 مرداد 1397 02:27 ق.ظ
سلام نویسنده های گل
پست امشب فوق العاده احساسی بود اهورا کاملا براش مشخص شده چه حس عمیقی نسبت به پیوند داره از الان غصم گرفته برای رمانی که داره نفسای آخرشو میکشه من شرط بندی زندگی میکنم به جرات میگم یکی از قشنگ ترین رمانایی که خوندم سپاسگزارم و خدا قوت
پنجشنبه 18 مرداد 1397 09:28 ب.ظ
سلام نویسنده های گل. هرموقع که شرطبندی آروم میشه بعدش یه هیجان زیاد بهمون وارد میشه مثل امشب. اهورا روزبه روز داره دوست داشتنی میشه . پرشدم از حسای مختلف امشب. هیجان وحشت ترس بغض و شوق . مرسی ازتون که انقدر بااحساس مینویسین.یه سوالم داشتم میدونین حدودا چند درصد از شرط باقی مونده؟ خسته نباشین ممنون که برامون مینویسین . عاشقتونم.

پنجشنبه 18 مرداد 1397 09:27 ب.ظ
سلام نویسنده های گل. هرموقع که شرطبندی آروم میشه بعدش یه هیجان زیاد بهمون وارد میشه مثل امشب. اهورا روزبه روز داره دوست داشتنی میشه . پرشدم از حسای مختلف امشب. هیجان وحشت ترس بغض و شوق . مرسی ازتون که انقدر بااحساس مینویسین.یه سوالم داشتم میدونین حدودا چند درصد از شرط باقی مونده؟ خسته نباشین ممنون که برامون مینویسین . عاشقتونم.

پنجشنبه 18 مرداد 1397 09:18 ب.ظ
پارت٤٨امو لطفاً یكم زودتر بذارید...
پنجشنبه 18 مرداد 1397 08:49 ب.ظ
به نظر من، با اینکه هردوشون بهم میریزن، تا همه گره های گذشته باز نشه و حرفاشونو نزنن، هر زمان امکان داره همه چی بهم بریزه

با توجه به اینکه مساله مزاحما تو ذهن پیوند مونده بود و خوابشو دید من میدونستم که یه جوری میفهمه اما خو کلی فکر کردم چطو و به نتیجه نرسیدم
اینکه یکی از مزاحما رو میبینه یا تو دانشگاه حرفش پیش میاد یا یکس از پسرا گاف میده ... اما این مدل مطرح شدنش باحال بود.
پنجشنبه 18 مرداد 1397 08:24 ب.ظ
سلام. مرسی

این پیوند چرا اینقدر خر میشه و اوقات خودش و اهورا رو تلخ میکنه همه ش

وقتی آدم یه اشتباهی میکنه، برای حلش، برای اینکه آزاردهنده نباشه، قبل بخشش بقیه لازمه آدم خودش خودشو ببخشه، فکر میکنم اهورا نمیتونه خودشو ببخشه. پیوند اهورا رو بخشیده اما خودشو بابت اعتمادش نبخشیده و همین هس که با هر تلنگری دوباره پیوند و پشت بندش اهورا رو بهم میریزه. پیوند حتی اگه حرف نزنه، حال و روزش نشون میده یه چیزی شده و مشکلی هس و همین برای اذیت شدن اهورا بسه.
حتی اگه اهورا سعی کنه نشون نده اذیت شده...

عشق هر چقدر انرژی بخشه، هر چقدر قدرت میده اما از جهاتی آدمو ضعیف میکنه مث اهورا که عشق شجاعت و قدرت روراستی و راستگویی رو ازش گرفته. اهورایی که اصن اهل دروغ نبود حتی برای حمایت از مادرش یا تبرئه خودش ...
سه شنبه 16 مرداد 1397 11:05 ب.ظ
سلام من امروز دستم خورد یعنی حواسم پرت شد اشتباهی این کانال رو حذف کردم از تلگرامم حالا من چیکار کنم من یه سالی میشه که باهاتون همراهم الانم واقعا پشیمانو ناراحتم آیا راهی هست من خیلی خیلی خیلی ناراحت خواهش میکنم کمکم کن
arameeshgh20 pooy & لینک کانال تو صفحه اینستامون هست عزیزم
شنبه 6 مرداد 1397 01:28 ق.ظ
سلام به نویسنده های عزیز من تازه با رمانتون آشنا شدم و قصد داشتم بخونمش
چجوری میتونم فایل پارت ها رو یک جا داشته باشم؟؟؟
اخه پارت به پارت خیلی سخته و اینکه من کانالتونو دنبال کردم از پارت 42 تا 45 نیست این پارتارو حذف کردید؟؟؟ چجوری میتونم داشته باشمشون؟؟؟
لطفا راهنماییم کنید
arameeshgh20 pooy & همش هست
با هشتگ پیدا كنین عزیزم
جمعه 5 مرداد 1397 11:27 ب.ظ
سلام..خواهشاااا بگین که پارت بعدی کی هست؟؟؟:((((((ترووووو خداااا
پنجشنبه 4 مرداد 1397 09:49 ب.ظ
چی میشه امشب پست باشه
چهارشنبه 3 مرداد 1397 09:07 ب.ظ
سلام خسته نباشید
مرسی از این دوتا پستی كه گذاشتید
ولی شماگفتید تقریبا هرشب پست داریم
اما هیچ خبری از پست نشد
خواهشا مارو به پست هایی كه نمیزارید دلخوش نكنید
چون به اندازه كافی برای پست های چند ماه در میونتون كلافه میشیم
ممنون
arameeshgh20 pooy & من هفته پیش گفتم
كه دو شب پناه گذاشتم دو شب هم شرطبندى كه البته پست اخر شرطبندى مال دو شب بود كه یكجا گذاشتم. این هفته قولی ندادم
سه شنبه 2 مرداد 1397 08:19 ق.ظ
سلام خسته نبااااااااااااااااشین
پارت بعدی کی میشه?
دوشنبه 1 مرداد 1397 09:35 ب.ظ
سلام خسته نباشید واقعاً رمان عالیههههه خیلی خوبه...به همه جزئیات توجه كرده نه مطلبی رو خیلی كش داده نه از موضوعی خیلی سریع گذشته
یکشنبه 31 تیر 1397 11:07 ب.ظ
سلام...امیدوارم حالتون خوب باشه..
حقیقتش نظر من اینه که این پست زیاد مناسب این رمان نبود..کلا به شخصیت اهورا و شخصیت و غرور اهورا نمی خوره که بخواد بیاد یه سناریو بچینه واسه یه نفر..یه پارتی در چنین حدی و کاملا برای مسره فیلم بازی کنه..من اگر شیرینه این رمان بودم به شخصه از کار اهورا بدم می یومد و احساس می کردم داره بهم توهین می کنه..به نظر من این مسائل رو خود شیرین باید به مرور زمان بفهمه و درک کنه شخصیت پسررو..اصلا دوران دوستی ینی همین..یه پسر نمی تونه سه سال برای دوس دخترش نقش بازی کنه..یه سری مسائل مردونه هس که به نظرم بهتر بود اهورا با یه قرار دو نفره همون حرفارو می زد..نع نقش بازی کردن..چون صد در صد هر کس به مهمونی خانواده ی دختری که قراره همسرش بشه برای اولین بار دعوت بشه سبک بازی در نمیاره و خودش رو حفظ می کنه..من به عنوان یه خواننده که همیشه وقت خوندن پارتای اهورا حس غرور بهم دست میده با این پارت احساس کردم اهورا داره خودشو پایین می کشه...فقط خواستم نظرمو بگم..ممنون از رمان خوبتون..موفق و پیروز باشید
شنبه 30 تیر 1397 01:49 ب.ظ
واااای ممنون واقعا عالی بود
شنبه 30 تیر 1397 02:55 ق.ظ
خب من پیش پیش گفتم
کار از محکم کاری عیب نمیکنه
شنبه 30 تیر 1397 12:08 ق.ظ
اقا واسه مهمونی آزاده دیگه پیوند یه لباس خیلی شیک پوشیده بپوشه بالاخره مهمونی برای اون گرفته شده باید در عین پوشیده بودن لباساش بینظیر باشه چیزای عجیب قریبم تنش نکنید ترو خدا من بینوا رو حرص ندید
من همونم که تو پست قبلی به لباس پیوند اعتراض کرده بودم ببخشید اگه تو نظرات شما فضولی میکنم ولی واقعیت اینه که شرط برای من
شبیه یه رمان عادی نیس انگار یه زندگیه واقعیه که خودمم اونجا حضور دارم
دستتون طلا
arameeshgh20 pooy & لباس عجیب غریب کی پوشید
جمعه 29 تیر 1397 08:20 ب.ظ
سلام
خیلی خیلی چسبید، ممنووووون

باز هم تعهد و عشق زیاد اهورا ... حواسش هس اونجا خونه پیونده، میشد پارتی بگیره و زنشو بفرسته پیش مامانش و پرند اما حتی پیشنهادشم نداد.
برسام مهمونشه چون مجبوره اما حق نداره از پیوند کار بکشه.
درکش میکنم که از اعتماد بی چون و چرای پیوند به خودش میترسه ...
بچه مون خیلی غیرتی و خونواده داره ها، داره دختر شوهر میده.
چرا منم حس میکنم این مهندس مثبت، سیامک اردلان، یه ربطی به پیوند داره

ترکیدم از خنده از دست برسام وقتی از هر دری وارد شد که پیوند صمیمی باهاش حرف بزنه.
بعد جالبه پشت تلفن کلاس حرف زدن زن داداششو میذاره ها، اما بازم بهش میگه صمیمی حرف بزن

واقعن خدا به پیوند صبر بده از دست اهورا و بچه ش
جمعه 29 تیر 1397 09:09 ق.ظ
سلام نویسنده های گل . خسته نباشید.بدجور عاشقتونیما میدونستین؟ حقیقتا من خیلی لذت میبرم از روند داستان . معمولا داستانهاییو که کش میان و طولانین زیاد دوست ندارم ولی شرط انگار ازشون متمایز و طولانی بونش خسته کننده که نیست تازه دلچسبم هست. این تغییر رفتار اهورا که خیلی ظریف و ریز داره اتفاق میفته فوق العادا دوست داشتنیه.
از دیالوگای آخر پست چه منظوری میتونین داشته باشین؟اصلا با منظور بود یا بی منظور؟
فقط یک سوال داشتم ممنون میشم جواب بدین. از سری پستهایی که قرار بود ایندفه بزارین. دیشب تموم شد و از شرط دیگه پستی نداریم یا بازم هست؟
arameeshgh20 pooy & سلام خانومی
بازم هست
جمعه 29 تیر 1397 09:07 ق.ظ
سلام نویسنده های گل . خسته نباشید.بدجور عاشقتونیما میدونستین؟ حقیقتا من خیلی لذت میبرم از روند داستان . معمولا داستانهاییو که کش میان و طولانین زیاد دوست ندارم ولی شرط انگار ازشون متمایز و طولانی بونش خسته کننده که نیست تازه دلچسبم هست. این تغییر رفتار اهورا که خیلی ظریف و ریز داره اتفاق میفته فوق العادا دوست داشتنیه.
از دیالوگای آخر پست چه منظوری میتونین داشته باشین؟اصلا با منظور بود یا بی منظور؟
فقط یک سوال داشتم ممنون میشم جواب بدین. از سری پستهایی که قرار بود ایندفه بزارین. دیشب تموم شد و از شرط دیگه پستی نداریم یا بازم هست؟
جمعه 29 تیر 1397 01:13 ق.ظ
وااای عالی بود عاااااااااالی
مدت ها بود که پستای شرط اینجور به من نچسبیده بود هر خطیو که میخوندم ذوق میکردم
چقدر اهورا خوب شده چقد علاقش به پیوند شیرینه دلم از این عشقولانه خواست
چه مسئولیت پذیر شده پسرمون
این دوست شیرین هم یه ربطی به پیوند داره به نظرم آقایش و سر به زیریشو ارومیش شبیه پیوند بود به قول پولاد همه مظلوما گیر اینا میفته
وای تازه مهمونی آزاده هم هست و .....
چه شود
به نظرم این پست بی نهایت قشنگ بود مرسی
چهارشنبه 27 تیر 1397 12:55 ب.ظ
قرار بود بازم پست شرطبندی داشته باشیم پس چی شد
چهارشنبه 27 تیر 1397 11:05 ق.ظ
سلام
خسته نباشید واسه این قلم قوی و زیبا
میخواستم بدونم شرط بندی چه مدت دیگه تموم میشه؟!
سه شنبه 26 تیر 1397 11:46 ب.ظ
سلام
خسته نباشید واسه این قلم قوی و زیبا
میخواستم بدونم شرط بندی چه مدت دیگه تموم میشه؟!
سه شنبه 26 تیر 1397 05:23 ب.ظ
ببخشید بخش گردنبند تو کدوم پست بود که من ندیدم؟؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :