تبلیغات
قصه از کجا شروع شد... - نقد رمان پناهى از جنس تو
 
قصه از کجا شروع شد...
دوشنبه 30 فروردین 1395 :: نویسنده : arameeshgh20 pooy &

نظرات و نقدای خودتون رو درباره ی پستای پناهی از جنس تو میتونید در اینجا بگید




نوع مطلب : نقد رمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 26 آذر 1397 02:01 ق.ظ
ببخشین در نظر قبلی اشتباها به جای نیلوفر یا همون فر نوشتم یاس!!
اشتباه عجیبی بود...
دوشنبه 26 آذر 1397 01:59 ق.ظ
سلام خانم پویانه...من سالهاست که رمان خون هستم. وخودتون میدونید کسی که رمان خون حرفه ایه, بعد چند سال با چند جمله یا نهایتا یه بخش کوچیک از متن رمان و یا حتی اسم رمان, میتونه کیفیت رمان رو پیش بینی کنه تا حد زیادی. به جرات بگم واقعا من وقتی شرطبندی و پناه رو می خونم, احساس می کنم این آدما یه جایی تو همین شهر دارن زندگی میکنن. انقدر که این رمان ها به واقعیت میتونه نزدیک باشه شخصیت هاش. با وجود تاخیرتون در پست گذاری, هم چنان کانالتون رو دنبال میکنم و از مطالعه اش لذت میبرم. خواستم ازتون تشکر کنم. اما یه نقد داشتم... و اون هم راجع به مسأله صیغه محرمیت بین هانیه و رهام و نظر یاس و هانیه و رهام و حتی سپهر راجع به اونه... صیغه جدا از بحث شرعیش, کاملا یک مسأله عقلیه و از قضا بیشتر به نفع خانم ها...میدونم شما شخصیت پردازی کردین و نظر خودتون این نیست. ولی ممکنه برای بعضی ها شائبه ایجاد بشه.بازم ممنونم ازتون و براتون ارزوی موفقیت می کنم.
arameeshgh20 pooy & عزیزم بحث های اعتقادی خیلی شخصیه و واقعا نمیشه گفت از نظر عقلی قانع کننده هست یا نه چون لزوما همه رو قانع نمیکنه و خیلیا به صیغه محرمیت اعتقاد ندارن و فلسفه وجودیش براشون قانع کننده نیست.
ممنون از همراهیت عزیزم
یکشنبه 25 آذر 1397 09:36 ب.ظ
سلام. دست گلت مرسی پویانه جون.
بازم پناه همیشه مظلوم. پست دیرتر، کوتاه تر و تازه صفحه نقدشم دست شرط بندیاس.
ایییییشششششششش

این پست پناه خیلی شوک آور بود، خیلی عجیب ...
تصمیم هانیه خیلی عجیبه اما من نمیتونم باهاش مخالف باشم.
البته برام این همه اصرار رهام هم به رفتن هانی به آلمان عجیبه ..


بهرحال امیدوارم ختم بخیر بشه.
جمعه 23 آذر 1397 01:32 ق.ظ
پست 50 شرط بندی رو خوندم.
اهل نقد نیستم و نقد هم بلد نیستم ولی بخوام از خوبی ها و بدی های شرط بندی حرف بزنم حرف زیاده که فقط سرتون رو درد آوردم
با توجه به اینکه نیچه دستی تو نوشتن دارم و تیر اعتراضات گسترده دوستان بارها به تنم خورده پس ترجیح می دم به جای این حرف ها... فقط یه چیر بگم... دوستان نویسنده زیادی می شناسم و رمان زیاد خوندم ولی آدم صبوری نیستم و محاله برای یه رمان خیلی وقت بذارم ولی بیان حس و لطافت صحنه و در آوردن اون ذهنیتی که مد نظرتون هست اینقدر دل نشینه که موجب می شه منو بنشونه پای رمانت و بیتعارف از اینکه پست جدید اومده ذوق کنم حتی شکایتی از اینکه دیر به دیر هست نداشته باشم.
می دونم پایانش رو مدنظر دارین و با گفته من تغییر نمی کنه ولی خب دوست ندارم عین خالکوبی که از نظرم رمان خوبی بود آخرش جور ناجوری بشه.
برای شما دوست خوبم ارزوی موفقیت دارم و اینو هم بگم رمانی که من تقریبا وقتی شروع کردم به نوشتن که شما تقریبا نصف به بعد شرط بودی و فکر کنم اهورا و پیوند محرم شدن اون موقع بود تقریبا، چاپ شده و شرط اندر خم یه کوچه است مدیونی فکر کنی منظورم اینه که تندتر بنویسا

به هر حال غرض از مزاحمت این بود که بگم صرفنظر از نوع انشا و املا و غلط املایی و انشایی و افعالی تو بیان حسها عالی هستین.

خلاصه اینکه اقا ما دووسش داریم
arameeshgh20 pooy & ممنون عزیزم
پنجشنبه 22 آذر 1397 03:05 ب.ظ
این هفته هم داره تموم میشه بازم پست نداریم قرار بود تا اخر هفته دوتا پست داشته باشیم, بد قول ندوسT_T
سه شنبه 13 آذر 1397 07:29 ب.ظ
سلام الان دقیقا ۴ ماهه پست پناه نداشتیم چرا پس پست نمیذارید حداقل ی خبر بدید دیگ
پنجشنبه 8 آذر 1397 11:22 ب.ظ
سلام پویانه جان امیدوارم حالتون خوب باشه.. می خواستم بگم چرا از این که چند روز یک بار یا چند ماه یک بار پست داریم هیچی نمیگید . به نظر من انتظار گذاشتن مخاطبایی که اینقدر شما و نوشته هاتون رو دوست دارم ستمه.. بیاید بگین آقا ما دوماه یا هر چقدر که خودتون صلاح میدونین پست نمی زاریم.. گفته بودین به زودی پست پناه میزارم ولی شرط گذاشتین .. پناه خونا گناه دارن
سه شنبه 15 آبان 1397 01:07 ب.ظ
سلام پس کی پست پناه میذاریدد؟خیلی وقته نداشتیم موضوع کامل یادمون رفته
پنجشنبه 10 آبان 1397 12:59 ق.ظ
سلام پس چرا پست از پناه نداریم بابا بخدا کل داستان یادمون رفت چی بود اصلا
شنبه 5 آبان 1397 03:51 ب.ظ
سلام
میشه لطفا از رهام و هانیه بیشتر بنویسین لطفا؟ داستانشون واقعا از زیباترین بخش های رمانه ولی با فاصله ی زیاد ازشون مینویسین
خیلی خیلی ممنون برای قلم زیباتون
دوشنبه 30 مهر 1397 06:31 ب.ظ
پست پناه
نداریم؟
سه شنبه 10 مهر 1397 08:20 ب.ظ
سلام خسته نباشید پویانه جوون ازدوتا رمان به زودی پست نخواهیم داشت
پنجشنبه 22 شهریور 1397 03:56 ب.ظ
سلام پس کی میخواین پست بذارید ی پست سه صفحه ای میذارید بعد دو ماه میاید میگید پست داریم بعدم میگید مشکل ب وجود اومد دیرتر میذاریم اخه این چه وضعشه یکم خوش قول باشید تروخدا
دوشنبه 12 شهریور 1397 06:38 ق.ظ
سلام. میشه یه شماره تماس از رهام فروزش بهم بدی؟ عجیب دلم صحبت کردن با یه آدم با کیفیت رو میخواد
دوشنبه 15 مرداد 1397 11:49 ب.ظ
سلام
نمیدونم برای سپهر ناراحتم یا فر
کاش ادرین بمیره، گل میفرسته وسپهرو بهم میریزه
کاش نیلو با دل سپهر راه بیاد و بذاره کامل مراقبش باشه


هانی قبول کرده با رهام بره؟
دوشنبه 15 مرداد 1397 01:33 ب.ظ
سلام پویانه جونم خوبین؟یه سوالی داشتم . پناه رو خودتون تنها مینویسین یا مشترکا با فاطمه جون؟
arameeshgh20 pooy & تنها عزیزم
چهارشنبه 3 مرداد 1397 12:11 ق.ظ
کمی هم باید از اهورا ترسید یعنی به خیانت فکر میکنه پیوند گفته آزاده صداش سرد نبود مثل قبل یعنی داره واسه پرند کوتاه می یاد
دوشنبه 1 مرداد 1397 10:24 ق.ظ
کمی هم باید از اهورا ترسید یعنی به خیانت فکر میکنه پیوند گفته آزاده صداش سرد نبود مثل قبل یعنی داره واسه پرند کوتاه می یاد
دوشنبه 1 مرداد 1397 10:21 ق.ظ
حس می کنم پناه هم کم کم داره مثل شرط میشه شهر هم داره مثل اهورا مغرور و کمی عصبی میشه با دونستم رابطه نیلوفر با پسر خالش بهم ریخت
یکشنبه 31 تیر 1397 08:26 ب.ظ
سلام...
بعد أز این همه مدت انتظار و غیبت ،قبول نیست این دو پست كوتاه از پناه...
یکشنبه 31 تیر 1397 01:01 ق.ظ
سلاام پویانه جون پس قرار بود پست های بیشتری از پناه داشته باشیم
جمعه 29 تیر 1397 09:33 ب.ظ
پناه پناه پناه مظلوم

حتی تو صفحه نظراتشم از شرط نوشتن.

پست هم که همیشه حقش خورده میشه.
arameeshgh20 pooy & والا
جمعه 22 تیر 1397 11:26 ب.ظ
همین الان با یه چیز باور نکردنی مواجه شدم اونمممممم پست شرطبندیییی:::)))هوراااااا....
ولی اصلا یادم نمیاد چی شده بود قسمتای پیشش..حیف شد..ای کاش به قول متن آخری یکمی درک میکردین خوانندگانتون رو.والا به خداااا.فقط بهم بگین باز میخوام غافلگیر شم یا نه؟!!!:((
جمعه 22 تیر 1397 08:00 ب.ظ
سلام در اینکه قلم زیبایی دارین شکی نیست و این رو هم میدونم که هرانسانی تو زندگی مشکلات و مسائل شخصی خودش رو داره و شما هم این مشکلات رو دارین من واقعا درک میکنم که نمیتونین تموم وقتتون رو واسه رمان بذارین اما شما واقعا ما رو مسخره کردین یه هفته هستین بعدش تا ۳ ماه نمیاین.اصلا واسه خواننده هاتون ارزش قائل نیستین.تا کی باید ما درک کنیم شما رو؟یه بار هم شما خواننده هاتون رو درک کنین و بهشون احترام بذارین.شما اگه انقدر سرتون شلوغه پس چرا شروع کردین به نوشتن رمان؟هر دفعه هم که میاین با دو تا کلمه ی عزیزان دلم و دو تا جمله قشنگ میخواین همه چیز رو جبران کنین.اگه واقعا میخواین به همین روند ادامه بدین بگین تا حداقل من دیگه رمان رو نخونم.اگه به خاطر قلم زیباتون نبود از کانال بیرون میرفتم.
ببخشید اگه تند حرف زدم اما خیلی عصبانیم.
یکشنبه 17 تیر 1397 10:19 ب.ظ
سلام ادامه رمان کی گذاشته میشه؟
سه شنبه 12 تیر 1397 03:18 ب.ظ
سلام من توکانال تلگرامتون عضوم ولی تواینستانیستم خیلی وقته که هیچ پستی توتلگرام نزاشتین میخواستم بدونم کجامیزارین پستارو تواینستا؟خواهش میکنم اطلاع بدین بهم
arameeshgh20 pooy & هردوجا عزیزم
دوشنبه 11 تیر 1397 09:20 ب.ظ
سلام خوبین .میخواستم ببینم از کی پست نذاشتین چون اخرین پست من البته تو تلگرام پست 44 شرط هستش .اگه گذاشتین چرا من ندارم واگه نذاشتین چرا نمیزارین ه
یکشنبه 10 تیر 1397 02:19 ب.ظ
سلام پویانه جون یه خبری از خودتون بدین توروخدا خوبین؟
چهارشنبه 30 خرداد 1397 05:01 ب.ظ
ادامه رمان شرط رو در تلگرام بزارید
دوشنبه 28 خرداد 1397 02:52 ب.ظ
ینی خداوکیلی دوسدارم بدونم تا کی میخواین پناه نذارین!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :